اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
همیشه هم که نباید جو الکی داد! همیشه هم که نباید انرژی مثبت فرستاد
همیشه هم که نباید جوّ الکی داد! همیشه هم که نباید انرژی مثبت فرستاد.
یکی که خسته است، یکی که در مونده تو کار روز و روزگارش، یکی که سرطان بغض پخشه توی تموم بند بند و رگ و پی زندگیش، یکی که احساس میکنه نبودش هزار بار بهتره از بودنش، یکی که داره توی خودش خفه میشه، تو بیا بشین زیر گوشش هی بگو:
"بی خیال خدا بزرگه، همه چی درست میشه. مگه فلانی نبود اینجوری کرد و بعدش اونجوری شد؟ از این ستون به اون ستون فرجه! حالا تو غصه بخوری درست میشه؟ اصلا بخند بابا تا دنیا بهت بخنده، نشنیدی خنده بر هر درد بی درمان دواست؟"
نکنید عزیز من! نکنید برادر من! نکنید خواهرم!
یکهو دیدی برگشت جواب داد:
"خدا بزرگه؟ گور هفت جدت خندیدی که بزرگه! چی چی رو درست میشه؟ کو درست میشه؟ کِی؟ عمرمون رفت تو هم دلت خوشه. از این ستون به اون ستون فقط طناب داره قربونت، همین. ما که یه عمر به دنیا خندیدیم ولی اون بجاش گند زد تو همه چی. خنده بر کدوم درد بی درمون دواست؟ خنده ی زورکی که از زهر مار هم تلخ تره."
شاید هم هیچی نگه. مطلقا هیچی. فقط سرش رو تکون بده و بگه هههههیییییی.
و این ههههییییی میشه چکیده و ترجمه ی تموم اون حرف ها و شاید خیلی بدتر از اون حرف ها.
گاهی بجای این شکلی انرژی دادن، فقط بشینید و بزارید بهتون تکیه بِدَن. تکیه کنن و زار بزنن. تکیه کنن و حس کنن شما میفهمید، حتی اگه نمیفهمید.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii