اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
کمک.. عجب دوره و زمونه کثیفی شده
#داستانک
کمک
عجب دوره و زمونه کثیفی شده. یه زن جوون تنها، نیمه شب، کنار یه خیابون تاریک و کم رفتوآمد، ماشین پنچر، بلد هم نیستم لاستیک رو عوض کنم.
مرتیکه با اون ماشین خارجی، اولش مثلا ادای آدمحسابیها رو در آورد و با ادب و احترام خواست کمک کنه.
ظاهرا چاره دیگهای نداشتم. ولی داشت دستمزدش رو خیلی گرون حساب میکرد بیشرف. آخه معمولا با یه ناز و عشوه و تهاش گرفتن یه شماره تلفن، قضیه حل بود. اما وقتی دیدم مردک داره از حدش تجاوز میکنه جیغ و داد راه انداختم که خوشبختانه جواب داد. ترسید و زود فلنگ رو بست. حالا کاش پرویز چیز دندونگیری از ماشینش پیدا کرده باشه. چیزی که ارزش یه بغل و کمی مالیده شدن رو داشته باشه.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii