- خانوم جان موهات!. + چی؟!

#داستانک

- خانوم جان موهات !
+ چی ؟!
- میگم موهات داره دیده میشه ، درستش کن.
+ آها . ببخشید آقا ، چشم .
- از سر شب بار چندمه دارم تذکر میدم بهت ؟
+ راستش با بچه توی بغل یک کم سخته .
- نه ! بگو باز یک شب اومدیم بیرون چشمم افتاده به چند تا دختر قرتی ، یاد مجردی هام افتادم .
+ این چه حرفیه آقا . من که گفتم چشم .
- گفتی ، ولی داری بهانه تراشی می کنی .
+ خب حالا مگه چی شده ؟ اصلا کسی به ما نگاه نمی کنه که .
- نخیر مثل این که تو حرف حساب حالیت نیست . پاشو .
+ پاشم ؟ یعنی چی ؟ کجا ؟
- پاشو بریم خونه . تو لیاقت بیرون اومدن نداری .
+ ای بابا . من که حرفی نزدم . زشته الان سفارشمون رو میارن .
- گفتم پاشو . میای یا به زور ببرمت ؟
+ بریم . . . . . . . . . .


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii