اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
موج سواران نسبتا محترم! حالا عکس سلفی و فیلم گرفتن بماند، ولی آخر آن قلم در دست تو حرمت دارد
موج سواران نسبتا محترم! به همان خدایی که قبولش دارید قسم، روی موجی که از آه و اشک و به خاک و خون و خاکستر نشستن خلق برخاسته، سواری کردن از انسانیت به دور است.
حالا عکس سلفی و فیلم گرفتن بماند، ولی آخر آن قلم در دست تو حرمت دارد.
هزاران نفر تمام دار و ندارشان در چند ساعت دود شده. صد ها خانواده مصیبت دیده اند. آتش نشان ها هنوز زیر آوار مانده اند. زن و بچه هایشان دارند خون گریه میکنند. خلقی داغ دارند، داغ!
داغ نمیدانی چیست نه؟
درد نمیدانی چیست نه؟
اصلا زندگی میدانی چیست؟
نه دیگر. نمیدانی!
اگر میدانستی که نمی نشستی سر قلمت را بگردانی و با آن روح شاعر نمایت فرو ریختن کوهی از امید و آرزو های مردم را به فرو ریختن غرورت به پای معشوق تشبیه کنی و مثلا شعر بگویی.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii