اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
دلم چندتا زخم قشنگ میخواهد.. از همانها که سر زانوها، یا روی پیشانیام بود
دلم چندتا زخمِ قشنگ میخواهد.
از همانها که سرِ زانوها، یا روی پیشانیام بود.
همانها که با بوسهی مادر، خوبِ خوب میشد.
همانها که از زمین، از دیوار، از لبهی تیزِ کمد، از پایهی میز میخوردم، و مادر میز و کمد و دیوار را کتک میزد تا دلم آرام بگیرد.
و دلم آرام میگرفت. و دردم را فراموش میکردم.
من از این زخمهای زشتِ بر دل نشسته، زخمهایی که هرروز از آشنا و غریبه، از دوست و دشمن میخورم، و نمیشود باعثوبانیشان را هم گرفت زیر مشتولگد خستهام. و از بوسههایی که تسکینِ درد هیچ، خود عینِ درداند بیزارم.
دلم چندتا زخمِ قشنگ میخواهد.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii