سرخ.. موهای تازه کوتاه شده‌اش را ژل زده و رو به بالا شانه می‌کند

سرخ

موهای تازه کوتاه شده‌اش را ژل زده و رو به بالا شانه می‌کند. روی میزِ آینه، قوطیِ رنگِ گواشِ سرخ، کنارِ تی‌شرتی سرخ رنگ است. تی‌شرت را جلوی بدنش می‌گیرد؛ دستِ‌کم سه شماره بزرگ‌تر. خودش را توی آینه برانداز می‌کند، آرم تیمِ محبوبش را روی تی‌شرت می‌بوسد. دلش می‌تپد برای رفتن به آزادی و همراه هزاران سرخ‌پوشِ دیگر، یک‌نفس فریاد کشیدن. اولین بار که به ورزشگاه رفت را هرگز فراموش نمی‌کند؛ چله‌ی زمستان، کاپشنِ پُف‌دار و گشادِ برادرش را پوشیده و کلاهِ بزرگِ بافتنی پدر را برداشته بود. پدر اگر می‌فهمید پوستش را می‌کند، اما او رفته بود. صورتش را، به‌خصوص روی ابروها، حسابی رنگ کرده و تک و تنها زده بود به دلِ سیلِ سرخ‌پوشان. ولی تابستان ماجرا فرق می‌کند. کارِ رنگ مالیدن به صورت که تمام می‌شود، شال بلندی را محکم دورِ سینه‌اش می‌پیچد. وقتی تی‌شرت را می‌پوشد، دیگر چیزی معلوم نیست.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii