راستش را می‌دانم.. مادرم دروغ می‌گوید

#داستانک

راستش را می‌دانم

مادرم دروغ می‌گوید. می‌گوید: "خیلی بهت میاد." و ناهارش می‌سوزد. تنها یک‌بار یادم هست ناهارش ته‌گرفته باشد; وقتی که تازه مادربزرگ را به‌خاک سپرده بودیم.
همسرم دروغ می‌گوید. می‌گوید: "زودی دوباره بلند میشه." می‌گوید: "هیچی عوض نشده." عادت داشت شب‌ها آنقدر با موهایم بازی کند تا خوابش ببرد. حالا خودم از برخورد پوست سرم با بالش چندشم می‌شود، و او در تخت‌خواب، پشت به من، ادای خوابیدن را در می‌آورد و تخت، زیرِ بدنم از لرزشِ شانه‌هایش می‌لرزد.
فقط چندماه دیگر، باید برای همیشه از تمام این دروغگو‌های دوست‌داشتنی دور شوم.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii