تصور کنید در جوخه‌آتش خدمت می‌کنید و وظیفه‌تان تیرباران کردن مجرمین است

تصور کنید در جوخه‌آتش خدمت می‌کنید و وظیفه‌تان تیرباران کردن مجرمین است. حالا آن مجرم خواه یک خیانت‌کار به وطن و آرمان‌ها باشد، خواه یک قاتل زنجیره‌ای، خواه جاسوس یا یک تبهکار اقتصادی و سیاسی. آیا قادر هستید ماشه را بکِشید و یک انسان را بکُشید؟ قدری تصورش سخت است نه؟ کُشتن یک همنوع، حالا از هر نوعی که باشد، آن هم در حالتی کاملا بی‌دفاع و نابرابر، بالاخره بر فکر و وجدان انسان اثری دائمی و عمیق خواهد گذاشت. اما روانشناسی اینجا راه‌کار جالبی ارائه کرده:
قبل از آماده شدن افرادِ جوخه اعدام، اسلحه آن‌ها را جلوی چشم خودشان پُر می‌کنند و در یکی از تفنگ‌ها که کاملا شبیه به هم هستند، فشنگ مشقی می‌گذارند. بعد جوری که معلوم نباشد کدام اسلحه با فشنگ مشقی مسلح شده، آن‌ها را قبل از تیر‌اندازی به افراد جوخه می‌دهند. حالا بعد از اجرای فرمان آتش هر فردِ جوخه می‌تواند با خودش بگوید: "شاید تیر‌های مشقی را من شلیک کرده باشم. شاید او را من نکُشته‌ام."
بیایید چند دقیقه منصفانه فکر کنیم تا حالا چندبار به خودمان گفته‌ایم: "شاید تیر‌های مشقی را من شلیک کرده‌ام."؟!

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii