پزشک متخصص: … به خونه تلفن کردم، زنم خوابیده بود

#پاراگراف

پزشک متخصص: ... به خونه تلفن کردم، زنم خوابیده بود. پدرم گوشی رو برداشت و با صدای آروم صحبت می‌کرد تا زنم رو بیدار نکنه. پرسیدم «حال بچه‌ها چطوره؟» پدرم گفت «اوه، حالشون خوبه. داشتم باهاشون بازی می‌کردم. دخترت خیلی هیجان‌زده شد و خودش رو خیس کرد. پسرت از خواب که بیدار شد گرسنه بود، بهش غذا دادم. حالا کاملاً خوشحاله و داره غان و غون می‌کنه.» من خندیدم و پرسیدم «چی می‌گه؟!» احتمالاً پدرم گوشی رو به طرف پسرم گرفته بود، چون از اون طرف فقط صدای گوگو‌، گاگا می‌اومد. این صحبت حدود ساعت یازده بود. من بیمارستان رو ساعت دوازده ترک کردم، ولی وقتی رسیدم خونه دیگه چیزی باقی نمونده بود... به جای خونه فقط یک گودالِ بزرگ توی زمین بود...

#ده_فرمان/کریستف کیشلوفسکی
برگردان: عرفان ثابتی
@mohsensarkhosh_khatkhatiii