اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
ولی الان سه ماهه حامله هستم، ولی این بچه مال شوهرم نیست
#پاراگراف
دوروتا: اگه یه دقیقه به من فرصت بدید توضیح میدم که چرا من باید بدونم.
پزشک متخصص: سراپا گوشم.
دوروتا: من هیچوقت نمیتونستم بچهدار بشم. ولی الان سه ماهه حامله هستم، ولی این بچه مال شوهرم نیست. اگه الان سقط جنین کنم، ممکنه دیگه هیچوقت بچهدار نشم. ولی اگه شوهرم زنده بمونه، بچه رو نمیخوام. مردی که بچه مال اونه خیلی برام عزیزه. نمیدونم باورتون میشه که آدم ممکنه در آن واحد عاشق دونفر باشه...
پزشک متخصص: شوهرتون حتماً باید بدونه که بچه مال اون نیست؟
دوروتا: بعضی کارها رو نمیشه در قبال دیگران انجام داد، بخصوص اگه اونها رو دوست داشته باشیم. و بخصوص اگه اونها درحال مرگ باشن.
#ده_فرمان/کریستف کیشلوفسکی
برگردان:عرفان ثابتی