اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
هیاهوی خاموش.. _از بچگی عاشق مسافرت با قطار بودم
هیاهوی خاموش
_از بچگی عاشق مسافرت با قطار بودم. میگن صدای تلقتولوقِ ریل اعصابخوردکنه، ولی واسه ما که مهم نیست. تو چی، قطار دوست داری؟
+من بودن با تو رو دوست دارم، حالا با کشتی یا هواپیما یا قطار چه فرقی داره؟
_ممنون عشقم. مسافرت با تو محشره، حتی اگه کوپه شیشنفره باشه و چهار نفر دیگه بهمون زل بزنن.
+حالا خوبه زبون ما رو بلد نیستن و میتونیم راحت باشیم.
_آره اینم نعمتیه. مثل اینه که تویِ دنیای مخصوص خودمونیم.
+ولی انگار از بودن ما تویِ کوپهشون ناراحتن. ببین چهطور زیرچشمی نگاه میکنن.
_آره خب. براشون عجیبه ولی زود عادت میکنن. الان هم سعی میکنن به روی خودشون نیارن. تو هم اهمیت نده.
+جوری رفتار میکنن انگار متوجه ما نیستن. انگار ما آدمای معمولی هستیم.
_از کاراشون خندهام میگیره.
+راستی! به نظرت شب یک چراغ کوچیک روشن میذارن که بتونیم هم رو ببینیم؟!
_نمیدونم. ولی کاش کوپه زیاد تاریک نشه. اونوقت چهطور حرکت لب و دستای هم رو ببینیم؟!
+امیدوارم. تویِ تاریکی، دنیا سوتوکوره.
_آره. خیلی.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii