اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
…مرد با عصای سفید به چهار راه رسید، کودک روزنامه فروش کار را رها کرد و رفت دست مرد را گرفت
#داستانک_چند_خطی
مرد با عصای سفید به چهار راه رسید، کودکِ روزنامه فروش کار را رها کرد و رفت دست مرد را گرفت.
راهشان را کج کردند چون یک ماشین چند صد ملیونی درست وسط خط عابر ایستاده بود.
#م_سرخوش
#فرهنگ
@mohsensarkhosh_khatkhatiii