کاش فقط سرم می‌شکست.. خیابان خلوت بود

#داستانک

کاش فقط سرم می‌شکست

خیابان خلوت بود. تند می‌راند و مرا که پا به گذرگاه عابر پیاده گذاشتم ندید. ضربه شدیدی بود. به هوا بلند شدم و داخل جوی آب افتادم. صدای ترمزش را شنیدم. انتظار داشتم دستی بیاید و زود بلندم کند. صدای تیک‌آف که بلند شد گفتم دستِ‌کم شماره پلاک را بردارم. پلاک را نتوانستم بخوانم، اما روی شیشه عقبِ ماشینِ شاسی‌بلندش نوشته بود "خدا را شکر مولایم علی شد."


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_Khatkhatiii