کلام دوستانه: …از وقتی که به خاطرم هست همیشه این عادت را داشتم؛ چه در دوران دبیرستان و دانشگاه، چه حالا که تقریبا ده سال از شروع ز

کلام دوستانه :


از وقتی که به خاطرم هست همیشه این عادت را داشتم؛ چه در دوران دبیرستان و دانشگاه، چه حالا که تقریبا ده سال از شروع زندگی مشترکم می‌گذرد و شغلی با وقت بی‌کاری نسبتا زیاد دارم.
همواره اگر کسی توی کشو های میزم را نگاه می‌کرد مرا به شکل توده ای از کاغذ های خط خطی، با دست خط کج و کوله و پیچ در پیچ، و سطوری پر از غلط های املایی مسخره، پیدا می‌کرد.
مرا که بیشتر از وقت گذراندن توی کوچه و خیابان با هم سن و سال هایم، پشت پنجره می‌نشستم و به این فکر می‌کردم که آن مرد دوچرخه سوار که الان از عرض خیابان عبور کرد، دارد کجا می‌رود و توی سرش چه خیالاتی را با خودش می‌برد؟ یا آن دختر جوانی که نیم ساعت است پای باجه ی تلفن ایستاده، دارد چه حرف هایی به آدم آن طرف خط می‌گوید؟
همیشه این کاغذ های خط خطی مرا بسیار بیشتر از آن چه در دنیای واقعیت نشان می‌دادم، معرفی می‌کردند.
اما نه کسی وقتش را داشت و نه اهمیتی می‌داد به این یک مشت کاغذ پاره. معمولا هم خودم جمع و جورشان می‌کردم و بعد از مدتی هم گم و گور می‌شدند، چون راستش این اواخر دیگر برای خودم هم مهم نبود چه به سرشان می‌آید.
اما از وقتی به پیشنهاد چند نفر از دوستان شروع کردم به تایپ کردن همین خط خطی ها و به جای خودکار، این صفحه ی چند اینچی را دستم گرفتم، دیدم کم کم عده ای پیدا شدند که به این دست نوشته ها علاقه نشان می‌دهند و آن ها را مطالعه می‌کنند، و نمی‌دانید این خوانده شدن، برای کسی که یک عمر حرف هایش روی کاغذ های خط خطی می‌ماسیده و توی کشوی کمدش بوی نا می‌گرفته و دست آخر هم پاره و سوزانده می‌شده، چقدر شیرین است.

می‌خواهم از تک تک شما عزیزان بابت این احساس زیبا، بابت این همراهی دلنشین، تشکر کنم و البته پوزش بخواهم اگر گاهی آن چه می‌خوانید، بسیار بسیار پایین تر از حد و حدود لیاقت نگاهتان است.

م.سرخوش 🙏❄️