‌نوشته.. کویری تف‌دیده. سکوت، کرکننده

#دل‌نوشته

کویری تَف‌دیده. سکوت، کَرکننده. نه جنبنده‌ای، نه حتی یک بوته علف. جا‌به‌جای زمین دهان باز کرده و هر دهان به هزار زبانِ خاموش، نیاز را فریاد می‌کند.
لیوانِ آبی اگر بر تنِ برهنه‌ی کویر بپاشی، چه خواهد شد؟ هیچ، هیچ، و باز هم هیچ!
این تنِ آماسیده از عطش، این جانِ سوخته‌ی سراپا التهاب، این هم‌دَمِ سراب‌های پیاپی، تنها از هم‌آغوشی دریا سیراب خواهد شد.
می‌دانی! از این کویرها بسیارند. نه گسترده بر پهنای زمین، که عمود ایستاده بر آن. با قامتی به‌ظاهر راست و از درون خمیده، خُرد شده. هر روز چندتایی‌شان از کنارت عبور می‌کنند، و تو گاهی عمقِ نیاز را در سوزِ کلام یا برقِ نگاه‌ِشان درمی‌یابی.
بیا و اگر دلت به وسعت و بخشندگیِ دریا نیست، سمت کویر نرو. سرابی دیگر نباش. کویر، بعد از تو پُرنیازتر باقی می‌ماند و لیوانِ آبت نیز بیهوده حرام خواهد شد.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii