اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
(۲).. نه جان دلم!
#اندیشه (2)
خیال میکنی اگر درد دوری را تحمل کردی، اگر سال ها خواستی و جنگیدی و به دست نیاوردی، اگر مثل فرهاد کوه کندی، اگر هزار جان کندی تا به دستش آوری، اگر سر راهت بی نهایت سنگ و چاه و چاله بود و به بدبختی از همه اش عبور کردی، اگر در نبودش آب شدی از اشک و آه و ناله های شبانه، این ها یعنی تو عاشق هستی؟
نه جان دلم! این ها همه یعنی تو چیزی را که میخواهی نداری. مثل گرسنه ای که غذا، مثل تشنه ای که آب، مثل برهنه ای که لباس. به همین سادگی!
اما اگر داشتی و هنوز خواستی، آن وقت است که فرق بین عشق و نیاز را فهمیده ای. (تازه آن هم اگر دچار واژه ی عادت نشوی)
آن وقت میشود گفت عاشقی.
اما راستی، چند تا شاعر را میشناسی که مثلا ده سال بعد از زندگی مشترک، برای همسرشان شعر عاشقانه بسرایند؟
از بین این سیل اشعار و متن های پر از سوز و گداز، چند تایش چنین کیفیتی را دارد؟
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii