…باید اعتراف کنم من و همسرم توی یک مسأله حسابی با هم تفاهم داریم. کدوم مسأله؟

#طنز


باید اعتراف کنم من و همسرم توی یک مسأله حسابی با هم تفاهم داریم. کدوم مسأله؟
اینکه برعکس حرف‌های خیلی‌ها، زندگیِ دوران مجرّدی بسیار مزخرف و پوچ بوده؛ تا لنگ ظهر خواب و شب‌ها تا دیروقت تو پارتی و دائم گشت‌وگذار و مسافرت و از کلاس موسیقی به کلاس زبان و از دانشگاه به باشگاه و از این کافه به اون رستوران و ... آخه اینم شد زندگی؟ عوضش الان همه‌چیز عالی و پُربار شده؛ شیش صبح بیدار می‌شیم، اون بچه‌ها رو واسه مدرسه آماده می‌کنه و من می‌رسونم‌شون و می‌رم سر‌کار. اون می‌شوره و جارو می‌کنه و می‌پزه و گردگیری می‌کنه و ... منم کلاج و دنده و ترافیک و دود و گرما و بحث و دعوا با مسافر برای پونصد تومن کرایهٔ بیشتر و پول‌خورد نداشتن و بوی بنزین و خرابی ماشین و مکانیکی و ...
بعد می‌رم دنبال بچه‌ها و برای ناهار میایم خونه و هنوز چرت نزده دوباره پشت رُل تا بوق سگ. اونم درس و مشق بچه‌ها و شستن لباس‌هاشون و کل‌کل با سه‌تا آتیش‌پاره که توی هفتاد‌و‌پنج متر آپارتمان اجاره‌ای دارن خفه می‌شن.
شب هم من به غر‌زدن اون گوش می‌دم و اون همین‌جور که به قیافه من که رو کاناپه خوابم برده نگاه می‌کنه می‌گه:
_ پاشو برو سرجات بخواب. ماروباش با کی داریم درددل می‌کنیم.
و فردا ساعت شش صبح، روز‌ از‌ نو.
خلاصه که برعکس عالمِ مبتذلِ مجردیّت، حتی یک دقیقه از وقت‌مون هم به بطالت نمی‌گذره.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii