…تنهایی …مردی که شب داشت از سر کار به خانه برمی‌گشت، سر راه روی ترمز زد و رفت یک عدد نان سنگک خرید

#داستانک


تنهایی


مردی که شب داشت از سر کار به خانه برمی‌گشت، سر راه روی ترمز زد و رفت یک عدد نان سنگک خرید.
توی مسیر به این فکر می‌کرد که خب حالا برای شام نیمرو درست کند، یا نان و پنیر بخورد؟
با همین فکر به خانه رسید.
وقتی وارد خانه شد، دید که تقریبا نصف نان را توی راه خورده است.
نصفه ی دیگر نان را توی یخچال گذاشت و رفت توی تخت تا بخوابد. اما قبل از خواب به این فکر کرد که خب فردا برای صبحانه نیمرو درست کند، یا نان و پنیر بخورد؟


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii