اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
ببین دختر جان، من از سر دلسوزی اینها را میگویم؛
ببین دختر جان ، من از سر دلسوزی این ها را میگویم ؛
اگر در پانزده سالگی قلبت از دیدن کسی تند تر تپید و دست و پایت را گم کردی ، این عشق نیست بلکه از نشانه های دوران گذرای بلوغ است ؛ پس بگزار بگذرد.
اگر در بیست سالگی کسی به تو گفت عاشقت شده است ، بدان دروغ میگوید چون تو در آن وقت در اوج زیبایی و لطافت هستی و او حتما از همین خوشش آمده و وقتی پا به سن بگذاری رهایت خواهد کرد.
اگر در بیست و پنج سالگی کسی دلباخته ات شد با او خیلی عاقلانه و منطقی برخورد کن و محاسن و معایبش را بسنج و اگر عیبی در او دیدی زود پاسخ رد بده چون حالا حالا ها خیلی وقت داری.
اگر در سی سالگی برایت خواستگار پا به قرص و مصممی پیدا شد ، حتما مراقب باش فاصله سنی اش با تو خیلی کم نباشد . چون در این سن زیاد پیش می آید که پسران بی تجربه و احساساتی دل به دختران هم سن یا بزرگتر از خود ببازند . که عاقبت خوبی ندارد.
اگر در سی و پنج سالگی کسی به تو ابراز عشق کرد و خواست همسرش بشوی ، خوب در گذشته اش کنکاش و تحقیق کن چون خیلی خیلی بعید است که مردی تا این سن با هیچ زنی رابطه نداشته باشد.
اگر در چهل سالگی . . .
مشاوره های رایگان یک پیر دختر هفتاد ساله به دختر همسایه .
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii