اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
های_روزمره.. جوری که دیگه وقتی نگاهش میکنی یاد آبی آسمون نمیافتی
#یادداشتهای_روزمره
واسه سنگِ فیروزه خواص زیادی گفتن، اما جالبترین خاصیت فیروزه بهنظر من اینه که وقتی نو و تازهتراش باشه، برق و جلای خاصی داره، ولی کافیه فقط یکذره روغن روش بریزه _حالا میخواد روغنِ غذا باشه یا روغنموتور یا حتی کِرِمِ مرطوبکننده_ اونوقت فیروزه مات و کدر میشه. جوری که دیگه وقتی نگاهش میکنی یاد آبیِ آسمون نمیافتی. حالا جالب اینجاست که اگه مراقب بودی و چند سال انگشترت رو تو انگشتت نگهداشتی، یواشیواش اون نگین با چربیِ پوستت عجین میشه و بعد دیگه حتی اگه بیفته توی کاسهی روغن و چند روز هم بمونه، باز همون برق و درخشندگی قبلش رو داره.
روابط ما آدمها هم همین شکلیه. تازه که با هم آشنا میشیم، همهچیز رنگ و جلای آسمونی داره برامون. ولی کافیه مراقبِ هم نباشیم و یک جایی همون اولِ راه، گند بزنیم به احساسات طرف. دیگه اون آدم مات و کدر میشه، و اون رابطه خراب. اما اگه حواسمون بهش باشه و چند سالی با هم سر کنیم، آروم آروم رفتار و منشِ همدیگه رو جوری درک میکنیم که با یک تندی یا رفتارِ ناجور، برق و جلا از رابطهمون نمیپره.
گمونم بد نیست اگه هر کس وارد یک رابطهی جدی میشه، قبل از اینکه هر تصمیمی بگیره، یک انگشتر فیروزه واسه خودش بخره و هروقت به رنگ آسمونیش نگاه کرد، یاد این حرف بیفته.
اونایی که انگشتر فیروزه دارن خوب میدونن که بعد از چند سال، با اینکه نگینشون دیگه مثل روز اول نسبت به روغن حساس نیست، باز هم حسابی مراقبش هستن.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii