اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
سرودهٔ: مزدک نظافت.. من درد چشمهای یک افغانی، من بغض حلق سوریه را دارم
#شعر
سرودهٔ: مزدک نظافت
من دردِ چشمهای یک افغانی، من بغضِ حلقِ سوریه را دارم
از آبشارِ چشم خودم هر شب، بر خشکیِ ارومیه میبارم
من همقطارِ قافلهٔ پشتو، من همزبانِ زاغهٔ اُردوهام
هم دستِ پینهبستهٔ پاکستان، هم پایِ چاکخوردهٔ هندوهام
لحنام دقیق لهجهٔ گیلکها، چشمام شبیه چشم عراقیهاست
خونم درست رنگ همان خونیست
که در رگِ گرسنهٔ اِفریقاست
من آفتاب داغ سیاهانم، شُرشُر عرق که می رود از جانم
بر سنگفرش ترکیه خوابیدم، من آسمانِ ابریِ یونانم
مرغ مهاجرم که در آب افتاد، قربانیِ سقط شده در کوهم
زنجیرهٔ زمینیِ صد دردم، من مجمعالجزایرِ اندوهم.
@mohsensarkhosh_khatkhatiii