اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
در اتاق بیمارستان جای سوزن انداختن نبود
#پاراگراف
در اتاقِ بیمارستان جای سوزن انداختن نبود. کنار تختِ نوزاد ایستاده بودم و به ملاقاتکنندهگان لبخند میزدم. همسرم با چهرهای رنگپریده و نحیف، هنوز مینالید. دلم برایش میسوخت، و از اینکه نمیشود برایش کاری بکنم رنج میکشیدم. همه داشتند از دشواریِ تابآوردنِ رنجِ زائیدن میگفتند. من، سرِ گرد و نرم نوزاد را آرام نوازش کردم و درعجب بودم که چرا هرگز، هیچکس از دشواریِ تابآوردنِ رنجِ زائیدهشدن سخنی نمیگوید؟ یعنی آن را احساس نمیکردند؟!
#م_سرخوش
@Amohsensarkhosh_khatkhatiii