به گمانم بشود آدم‌های تنها را به دو قسمت عمده تقسیم کرد:

به گمانم بشود آدم های تنها را به دو قسمتِ عمده تقسیم کرد :
اول آن هایی که دارند متن ها و شعر ها و در کُل درد-نامه های نوشته شده بر بالای این هشتک ها را می خوانند و بین همه این ها به دنبال چیزی می گردند که نمی دانند چیست ، چیزی که حرف دلشان را بزند . حالا یا به خودشان یا به طرف مقابل .

دوم هم همان هایی هستند که این درد-واژه ها را می نویسند و آن هشتک را می چسباند زیرش که مثلا یعنی من هستم . من حرفی دارم برای گفتن .

تعارف که نداریم ؛ من اگر کسی را داشتم که همیشه بشود آن گونه که با خودم حرف می زنم ، با او سخن بگویم ، چه کاری بود بیایم درد هایم را مثل یک دست فروشِ دوره گرد ، سر بازار بساط کنم ؟ آن هم مُفت !
و تو اگر داشتی کسی را که سر بر سینه اش می گذاشتی و برایت حرف می زد و حرف می زد و حرف می زد ، کِی می آمدی ببینی من در بساطم امروز چه دارم ؟


(درد این است ، مشکل اینجاست

تنهایی فصل مشترک همه ماست)


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii