متاسفانه خیلی از ما به علایق همدیگر احترام نمی‌گذاریم و خیال می‌کنیم آن چه از دید ما خوب است بدون شک و تردید باید برای همه خوب باش

متاسفانه خیلی از ما به علایق همدیگر احترام نمی‌گذاریم و خیال می‌کنیم آن چه از دید ما خوب است بدون شک و تردید باید برای همه خوب باشد، و اگر کسی خلاف این را گفت اخم در هم کرده و پشت پلک نازک می‌کنیم، و اگر توی رویش نگوییم، حتما در دل خواهیم گفت: "واقعا واسه این سلیقه ات متاسفم".
مثلا اگر یکی موسیقی هوی متال و ثرش دوست داشته باشد و رفیقش از موسیقی کوچه بازاریِ عباس قادری و جواد یساری لذت ببرد، این یکی به دوستش تهمتِ غرب زده ی افسرده ی وحشیِ . . . می‌دهد و آن یکی می‌گوید تو عقب افتاده و لات و بی سواد و . . . هستی.
اگر یکی شعر های آرتور رمبو و رمان های ارنستو ساباتو و مقالات هایدگر را بخواند، و همکارش وقت های بی کاری اش را با شعر های مریم حیدر زاده و رمان های فهیمه رحیمی و خواندن مجلات هفتگی پُر کند، خودتان حدس بزنید چه خواهد شد.
اما من گمان می‌کنم خودِ لذت بردن فی نفسه قابل احترام است (البته تا جایی که سبب آزار دیگری نشود). همین که ببینیم یک همنوع دارد از چیزی لذت می‌برد، خودش تابلویی از زیبایی است که اگر به افکار دیگران احترام بگذاریم، ما نیز قادر خواهیم بود از این زیبایی سهمی ببریم.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii