اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
عروس رؤیاها در لباس سفید …انتظار طولانیای بود، اما بالاخره آمد و به او گفتم:
#داستانک
عروس رؤیاها در لباسِ سفید
انتظارِ طولانیای بود، اما بالاخره آمد و به او گفتم:
_"چقدر سفید بهت میاد عشقم."
گوشهی دامن را با نوک انگشت گرفت و زانوها را کمی خم کرد. لبخندزنان گفت:
_"لطف داری عزیزم."
شرمگین نگاهش کردم و گفتم:
_"حالا دیگه میتونی لباست رو دربیاری."
و کمک کردم بندهای کَفَن را بگشاید.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii