…حضور …کاغذ خط‌خطی را مچاله کرد و انداخت کنار بقیه. روی یک برگه سفید نوشت:. حالم خیلی بهتر است

#داستانک


حضور


کاغذ خط‌خطی را مچاله کرد و انداخت کنار بقیه. روی یک برگه سفید نوشت:
حالم خیلی بهتر است. تلاش می‌کنم واقعیت را قبول‌کنم.
مثلا دیشب که می‌خواستیم بخوابیم و او هی کنارم توی تخت وول می‌خورد، بجای اینکه بغلش کنم رویم را به دیوار کردم و پلک‌هایم را به هم فشردم.
الان هم که دارم می‌نویسم می‌خواهد حواسم را پرت کند و دستم را خط بزند، ولی انقدر بهش بی‌محلی می‌کنم تا برود...

کاغذ خط‌خطی را مچاله کرد و انداخت کنار بقیه. گفت:
- دِ نکن دیگه. بار بیستم‌ِ دارم این چند خط رو واسه جلسه فردا پاک‌نویس می‌کنم. فقط یک کم صبرکن تا باورشون بشه، بعدش از دست همه‌شون راحت می‌شیم.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii