داستانک.. نوشته: پائولو کوئیلو …در خیابان زنی بسیار متدین گفت:

داستانک

نوشته : پائولو کوئیلو


در خيابان زني بسيار متدين گفت :
قدرت اين پادشاه از عهدي مي‌آيد كه با شيطان بسته .
پسرك گيج شد.

مدتي بعد پسرك به شهر ديگري سفر كرد و شنيد كه مردي در كنارش مي‌گفت :
همه‌ي اين زمينها فقط مال يك نفر است. مطمئنم دست شيطان در كار است.

در پايان روزي تابستاني زن زيبايي از كنار جواني گذشت. واعظي خشمگينانه فرياد زد:
اين زن كنيز شيطان است.
***
از آن روز به بعد پسرك تصميم گرفت دنبال شيطان بگردد و همينكه او را پيدا كرد ، گفت:
مي‌گويند شما مردم را قدرتمند ، ثروتمند و زيبا مي‌كنيد.!؟
شيطان پاسخ داد :
دقيقاً اين طور نيست. تو فقط نظر كساني را شنيده‌اي كه مرا تبليغ مي‌كنند.


کپی شده از کانال تخصصی داستان کوتاه با نام بهشت.
@best_stories

@mohsensarkhosh_khatkhatiii