اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
رنگ سال.. پیراهن جدیدم را خیلی دوست دارم
رنگِ سال
پیراهن جدیدم را خیلی دوست دارم. اسپرت است با چهارخانههایی از رنگهای شادِ شاد، در زمینهای روشن. آستیناش را میشود تا زد و با یک بندِ قشنگِ چرمی، روی بازو بست. وقتی آن را میپوشم و توی خیابان راه میروم، احساس خوبی دارم. سینهام را جلو میدهم و خودم را توی شیشهی مغازهها و درِ خانهها نگاه میکنم. مثل این است که آدم دیگری را میبینم؛ آدمی خوشحال و سرزنده. پیراهنِ جدید، هدیهی دوستدخترم است. من هم برای او شالی فیروزهای با گلهای ریزِ رنگارنگ خریدهام که خیلی به چشمهای آبی و موهای بورش میآید.
امشب اتفاقی دوستدخترم را توی رستوران دیدم. مقنعهی مشکی سرش بود و کنار شوهر و بچههایش داشت بیصدا شام میخورد. من درست رو به روی او نشسته بودم. میتوانستم توی آینهی پشتِ سرش، خودم را با پیراهنِ خاکستری ببینم. داشتم به لبخند او وقتی شال را روی سرش میانداختم فکر میکردم، که زنم گفت: «خوب شد اون پیراهن جلف رو نپوشیدی. نمیدونم به چه عقلی همچین چیزی خریدی. والّا بچههات الان اینجوری لباس نمیپوشن.»
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii