اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
….. و احساس کردم حالا در نقطهای قرار دارم که به آن عاشقی میگویند
#پاراگراف
... و احساس کردم حالا در نقطهای قرار دارم که به آن عاشقی میگویند. پیش خودم اعتراف کردم تا این لحظه که نبض گردنش را روی شانهام، و بوی خوش موهایش را در مشامم، و ضربان آن موجود هنوز متولد نشدهی درون شکمش را در کف دستم، تجربه نکرده بودم، هیچچیز از عاشقی نمیدانستم.
#م_سرخوش
از داستان کوتاه "برجک شماره هشت"
@mohsensarkhosh_khatkhatiii