اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
نوشته.. دلم چند تا زخم قشنگ میخواهد
#دلنوشته
دلم چند تا زخمِ قشنگ میخواهد.
از همان زخمها که از زمین و دیوار، از لبهی تیزِ کمد و میز، مینشست بر زانو یا پیشانیام.
زخمهایی که اگر با بوسهی مادر خوب نمیشد، مادر میز و کمد و دیوار را کتک میزد تا حواسم پرت شود و دلم آرام بگیرد. و دلم چه ساده آرام میگرفت. چه زود فراموش میکردم دردم را.
چه شد آن دل؟! چرا حالا آرام نمیگیرد؟! دل که همان دل است، ولی زخمها...
زخمها دیگر از زمین و دیوار بر زانو و پیشانیام نمینشینند. زخمهای زشتی هستند که از دوست و آشنا بر دل و جانم مینشینند. باعثوبانیشان را هم نمیشود کتک زد. و امان از بوسهها که اگر خودشان زخمی تازه نباشند، خیلی حرف است.
دلم چندتا زخم قشنگ میخواهد.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii