اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
خصوصا داستان نوشتن و اینکه بخوای چیزی بنویسی که چند صباحی تو ذهن و قلب مخاطبت بمونه
#کلام_دوستانه
وقتی مجبور باشی ساعت نُه صبح از خونه بزنی بیرون و تا دوازده شب کارکنی، بلکه بتونی یهجورایی دخل و خرجت رو باهم بالانس کنی، نوشتن کار سختی میشه. خصوصاً داستان نوشتن و اینکه بخوای چیزی بنویسی که چند صباحی تو ذهن و قلب مخاطبت بمونه. حالا اگه مخاطبات هم داستانشناس و داستانخون باشن که دیگه هیچ.
باید هرجوری هست زمان برای خودت بدزدی. یهکم از کار، مقداری از خواب و استراحت، یه کوچولو هم از وقتی که قراره با خانوادت بگذرونی.
گاهی وقتا که خونه هستم و یهویی چیز بهدربخوری به ذهنم میرسه و شروع میکنم تایپکردن یا نوشتنش رو کاغذ، دخترم که تازه دوسال و سه ماهش شده و زبون بازکرده، میاد کنار دستم و با اون لحن شیرین که دلم رو میبَره بهشت میگه:
_"بابایی واسه کی داری مینویسی؟!"
بهش جواب میدم:
_"واسه دوستام گلم."
واسه هرکس بخونه. واسه یه زن تنها که بهخاطر کار شوهرش مجبور شده از زادگاهش بره یه شهرستان دور. واسه مردی که دنیاش رو عوض کرده و از جنوب گرم مهاجرت کرده به آلمان. واسه دختری که عاشق کارا و رفتار مردونهست. واسه پسر مجردی که عاشق یه زن مطلقه شده که از خودش چندسال بزرگتره. واسه نوجوون شوخوشنگی که تازه رفته دانشگاه و داره نمنم مزه آزادی و مستقل بودن رو میچشه. واسه زن مسنی که چشمش به صفحه گوشیه تا بچههاش زنگی بزنن یا پیامی بدن. واسه همه آدمای خیالی. واسه همه آدمای راستکی. واسه تموم اونایی که دلم میخواد بشناسم و باهاشون حرف بزنم.
آره. آره سخته نوشتن. سخته ولی عجیب شیرینه وقتی بدونی ممکنه با خوندنش یه جایی، یه وقتی، حال یکی یه کوچولو خوش بشه.
ممنون که با بودنتون این شیرینی رو بعداز اون سختی بهم هدیه میکنید.
#م_سرخوش
@Mohsensarkhosh_khatkhatiii