در کوچه‌باغ‌ نوجوانی. زیر چتر سبز اقاقی و لکه‌های روشن آفتاب تابستان، افتاده بر سنگفرش پیاده‌رو،

در کوچه‌باغ‌ نوجوانی
زیر چتر سبز اقاقی و لکه‌های روشن آفتاب تابستان، افتاده بر سنگفرش پیاده‌رو،
در نسیمی که برگ چنار‌ها را می‌جنبانَد
و می‌افتد در خرمن پُرچین گیسویت
و می‌نوازد گونه‌هایت را
همان گونه‌ها که از داغ بوسه‌ی گرفته نشده‌ای گُل انداخته است،

مرد سپیدموی و عصا در دست
بازی آفتاب و سایه را نگاه می‌کند.
ریه‌های خسته از دود سیگار را می‌سپارد به عطر نسیم.
و به دل می‌گوید:
کاش همان‌روز
همـان‌لحـظه
همان‌وقت
همـینـجا
می‌بوسیدمش.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii