به جست و جوی تو. بر درگاه کوه می‌گریم،. در آستانه‌ی دریا و علف

به جست و جوی تو
بر درگاه کوه می گریم،
در آستانه ی دریا و علف

به جست و جوی تو
در معبر بادها می گریم،
در چار راه فصول،
در چار چوب شکسته ی پنجره ای
که آسمان ابر آلوده را
قابی کهنه می گیرد.

به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است
_وجاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد...

پس به هیات گنجی درآمدی؛
بایسته و آز انگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دل پذیر کرده است!

نام ات سپیده دمی ست
که بر پیشانی آسمان می گذرد.
متبرک باد نام تو!

و ما هم چنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را....


#احمد_شاملو
در سوگ فروغ فرخزاد
@mohsensarkhosh_khatkhatiii