نگاه.. -پسر!

#داستانک

نگاه

-پسر! بپر اون بچه‌رو از جلو در ردکن بره، مشتری‌ها‌ راحت نیستند. الان نیم‌ساعته وایستاده تو مغازه رو نگاه می‌کنه. لابد غذای مفتی می‌خواد.
+نه آقا داداشمه، زود تعطیل شده. منتظره کارم تموم بشه با هم بریم خونه. لطفا یک مینی پیتزای مخلوط از حقوقم کسر کنید.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii