اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
_علی
#پاراگراف
یک شب در اوج یک جدال خونین، نیروهایم را بهسمت تپهی بلندی بردم... در آن بالا به یکباره ستارهها را دیدم و بهناگاه به کوچکی و حقارت خودم پی بردم... سالها بود که به آسمان فکر نکرده بودم و ماه را ندیده بودم... دیدم که نیمهای از زندگیام را باختهام... نیمهای که باید به جهان و ستاره و ماه بیندیشد... من تنها عمرم را صرف فکر کردن به جنگ و خون کرده بودم... آن شب را پیروز شدیم اما بازنده واقعی من بودم.
#آخرین_انار_دنیا
#بختیار_علی
@mohsensarkhosh_khatkhatiii