می‌خواست او را بکشد. اسلحه‌ را در جیب گذاشت و راه افتاد …می‌خواست او را نوازش کند

#مناسبت

می‌خواست او را بکُشد. اسلحه‌ را در جیب گذاشت و راه افتاد.

می‌خواست او را نوازش کند. شاخه‌گل را در جیب گذاشت و راه افتاد.

می‌خواست او را عذاب دهد. شلاق را در جیب گذاشت و راه افتاد.

می‌خواست او را بخنداند. لطیفه‌ها را در جیب گذاشت و راه افتاد.

من آن بودم که می‌کُشت و کُشته می‌شد، آن بودم که نوازش می‌کرد و نوازش می‌شد، آن ‌که عذاب می‌داد و عذاب می‌کشید، می‌خنداند و می‌خندید.

می‌خواستم خود را پیدا کنم، می‌خواستم هستی را بشناسم. قلم را در جیب گذاشتم و راه افتادم.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii


روز قلم بر اهل‌اش فرخنده‌ باد.🖋