اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
مکروه.. نامزدش گفته بود نباید اول زندگی خودشان را اسیر کنند
#داستانک
مکروه
نامزدش گفته بود نباید اولِ زندگی خودشان را اسیر کنند. دختر به حرفهای نامزدش فکر کرد. به حرفهای مادرش که میگفت اگر پدر و برادرانش بفهمند خون بهپا میشود هم فکر کرد. و به حرفهای خواهرش که گفته بود از جهاز و عروسی خبری نیست. به همهچیز فکر کرد. دستی به شکمش کشید و آمپولها را جلوی درِ مطب به زمین کوبید.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii