شعری که به دست مصدق نرسید. 🔴میثم غلامپور. به نقل از هفته نامه الکترونیکی تاریخ شفاهی
شعری که به دست مصدق نرسید
🔴میثم غلامپور
به نقل از هفته نامه الکترونیکی تاریخ شفاهی
🔴🔴🔴
@oralhistori
خانم قمر آریان همسر دکتر زرین کوب در زمان کودتای 28 مرداد حدود سه دهه از زندگیاش میگذشت. آن ایام به قول خودش «خیلی مصدقی» بود. طوری که حتی همراه دکتر زرینکوب در دادگاه مصدق هم حاضر شد. خاطرهاش هم مربوط به همان دادگاه میشد. آن موقع تازه حدود 3 ماه از ازدواجشان میگذشت. دوست داشت به دادگاه مصدق برود اما اجازه نمیدادند تا اینکه بالاخره «... یک افسر که با شوهرم آشنا بود برای من و عبدی کارت گرفت. رفتیم در اتاقی که عدهای نشسته بودند. همه هم سازمان امنیتی بودند و من هم نمیدانستم. نشستم. یک آقایی آمد و گفت وقتی مصدق را آوردند به احترامش بلند نشوید. من گفتم چه غلطها... وقتی مصدق آمد مثل یک تئاتر بود؛ خیلی دیدنی. مصدق چنان آنها را با کلمات بیآبرو میکرد که من واقعا حظ میکردم...»
در همان دادگاه بود که قمر آریان دست به قلم برد و بیتی از یک شعر که به عربی به ذهنش آمد، با این مضمون روی کاغذ نوشت: «برای خداوند عجیب نیست که عالمی را در یک انسان جمع کند». این دستخط را در پایان جلسه میخواست به سرهنگ جلیل بزرگمهر، وکیل مصدق بدهد تا آن را به دست او برساند. اما آقای وکیل به دلیل شرایطی که آنجا حاکم بود، کاغذ را قبول نکرد: «خانم من نمیتوانم به آقا چیزی بدهم؛ آن را از من میگیرند.» دکتر زرینکوب هم که از جو دادگاه خبر داشت، در همین زمان کاغذ را سریع پاره کرد تا دردسری درست نشود اما انگار کمی دیر شده بود: «دو تا افسر آمدند جلو و گفتند شما توقیف هستید. گفتم من تازه سه ماه است که با این مرد زندگی میکنم. خواهرش در خانه منتظرمان است و... گفتند آن کاغذ چه بود دستت؟ گفتم شعر بود. تازه چون عربی بود معنیاش را نمیفهمیدند و مدام کاغذ را دست به دست میکردند... .» کار البته به جاهای باریکتر کشیده نشد و بالاخره همان افسری که به آنها کارت ورود به جلسه دادگاه را داده بود، سوال و جوابی فرمایشی ترتیب داد که مثلا آنها چه رابطهای با مصدق داشتند. آریان هم در جواب خودش را به اصطلاح به آن راه زد و گفت که مصدق اصلا استادش بوده و قبلا همیشه در کلاس از شاهپرستی میگفت و حالا تعجب میکند که چرا این طور میگوید. عکسالعمل افسر هم البته جالب توجه بود: «این که شاگرد خودمان است. شاهپرست است، بگذارید برود... .»
🔴🔴🔴
تاریخ شفاهی
@oralh ارتباط با ما
https://telegram.me/oralhistori