لینک کانال https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA ارتباط با ادمین @ZVaezzadeh
💎مساله 《 رنج》. 🖍مصطفی مهرآیین.. 🔘قسمت دوم
💎مساله 《 رنج》
🖍مصطفی مهرآیین
🔘قسمت دوم
🔺 اکتاویو پاز متفکری دیگری است که همچون اریک فروم راه حل رنج انسان در این جهان را در «عشق» جستجو می کند. پاز مهمترین رنج ما در این جهان را «تنهایی» می داند. او معتقد بود انسان تنها موجودی است که هم تنهاست و هم بر تنهایی خود آگاه هست.ازاینرو، ما با آگاهی یافتن از بنیان رنج خود قادر به فراتر رفتن از آنیم. او بهترین راه حل انسان برای مواجهه شدن با این رنج را «عشق» می داند.
🔺اوا ایلوز، متفکر متعلق به مکتب فرانکفورت، خود «عشق» و «بر باد رفتن اتوپیای عشق رومانتیک» که فروم و پاز آن را راه حل رنج های انسان می دانستند را مایه رنج انسان می داند. او در اثر برجسته خود با عنوان «چرا عشق صدمه می زند؛ یک تبیین جامعه شناختی» معتقد است دردها و رنج های ما همگی از جنس دردها و رنج های بزرگ همچون استبداد، بی عدالتی، فقر، توسعه نیافتگی، و....نیست. ما از دردهای روانی کوچک فراوان همچون تنهایی، عشق، غربت، استرس، اضطراب، و...نیز رنج می بریم. او با استفاده از عبارتی از شوپنهاور که ریشه های رنج های کوچک انسان را زیستن در میانه «خاطره» و «پیش بینی» می دانست، معتقد است ما یا گرفتار خاطره گذشته ایم یا نگران اتفاقات آینده. تاسف نسبت به گذشته، خشم از وضعیت موجود و اضطراب آینده نمی گذارد ما زندگی کنیم. به باور ایلوز، مدرنیته به همان میزان که یک «سامان عقلانی» ست، یک «سامان احساسی» نیز می باشد که تحولات آن باعث ایجاد مسائل بسیار برای انسان شده است. ایلوز در کتاب دیگر خود با عنوان «بر باد رفتن اتوپیای رومانتیک؛ عشق و تناقضات فرهنگی سرمایه داری» شکل کنونی عشق و مسائل آن که حاصل تحولات در سامان احساسی مدرنیته می باشند را یکی از بزرگترین رنج های انسان می داند. او در این کتاب این بحث را طرح میکند که نظم موجود نظام سرمایهداری دو مشخصه اصلی دارد: تولید و مصرف. حوزه تولید، انسان عاقل و خانوادهمدار را تبلیغ میکند و از انسانها میخواهد عاقل باشند، کار کنند، خانواده داشته باشند و به تربیت فرزند بپردازند.اما میان این خواسته های حوزه تولید در نظام سرمایه داری با خواسته های حوزه مصرف تناقض وجود دارد. زیرا در حوزه مصرف برعکس از انسانها میخواهد خودابرازگر، خودبیانگر، بدون خویشتنداری و مصرفکننده باشند.به باور ایلوز نتیجه نهایی این ویژگی قلمرو مصرف حاکم شدن اصل «لذت» بر روابط عاشقانه انسانی است. او معتقد است این خواسته قلمرو مصرف تنها زمانی ممکن می شود که مصرف در پیوند جدی با روابط رمانتیک قرار بگیرد و نه خانواده. به عنوان مثال، می توان در تبلیغ برنج محسن زنی را به تصویر کشید که پس از پختن برنج آن را بر سر میزی سرو می کند که همسر و فرزندانش در اطراف آن نشسته اند. در اینجا، آنچه که برجسته می باشد خانواده است و جمع خانوادگی. در واقع کالا در خدمت انسان است. اما اگر در همین تبلیغ، زن آشپز زیبایی را به تصویر بکشید که بوی غذای او باعث جلب توجه مردان زیادی به او و زیبایی و تن او شود، در اینجا انسان در خدمت کالا قرار می گیرد، زیرا آن نگاه خریدارانه که تا دیروز به برنج تعلق می گرفت اکنون به تن یک زن تعلق می گیرد. به عبارت دقیق تر، در اینجا منطق خرید و فروش که مختص بازار و کالا می باشد بر روابط انسانی نیز حاکم می شود. ایلوز معتقد است تا چنین پدیده ای به وقوع نپیوندد اصولا مصرف در معنای مورد نظر نظام سرمایه داری ممکن نمی شود. پس مصرف کالا در معنای دقیق آن زمانی ممکن می شود که انسان ها عمیقا مصرف کننده شوند و بتوانند تن و امیال و آرزوها و علائق عاشقانه خود را نیز خرید و فروش نمایند.ایلوز، با طرح ایده «مصرفی شدن احساس» انسان معتقد است انسان ها که به شدت گرفتار در تعاملات احساسی هستند به هنگام روبرو شدن با منطق احساسی و ابزاری احساس به این ادراک رنج آور دست می یابند که عشق در حال صدمه زدن به آنها است.
@mostafamehraeen
https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA