امشب پس از حضور در جلسه شورای آموزش و پرورش به خوبی دریافتم که ذهن مسولین این نهاد تا چه حد با مفهوم مهندسی خو گرفته است حتی اگر م

امشب پس از حضور در جلسه شورای آموزش و پرورش به خوبی دریافتم که ذهن مسولین این نهاد تا چه حد با مفهوم مهندسی خو گرفته است حتی اگر مسئول مربوطه فارغ التحصیل رشته روان شناسی باشد. چنان همگی با افتخار از ایجاد رقابت هر چه بیشتر در کسب رتبه های تک رقمی کنکور آتی سخن می گفتند که نگو و نپرس. در این جلسه به خوبی می شد دریافت که تا چه حد کنکور توانسته ذهن و زندگی ما را به تسخیر خود درآورد. ولی هیچ کس نپرسید اگر پرورش مغزها در این کشور به خوبی انجام می گیرد چرا سالانه با خروج نزدیک به 200000 نفر از نخبگان مواجه هستیم. به نظرم کنکور توانسته به خوبی بر حس فردگرایی و رقابت جویی ما ایرانیان سوار شده و سوژه ای منفرد و فارغ از دغدغه های اجتماعی با عنوان "نخبه برتر کنکوری " پرورش دهد. بچه های ما از دوران ابتدایی در چنبره تست زنی گرفتار و به شخصیت هایی تک ساحتی و فاقد مهارت های اجتماعی و شهروندی تبدیل می شوند. همین است که افزایش سواد آکادمیک نتوانسته گره های کور توسعه این کشور را باز کند. کنکور به دانش آموزان ما می آموزد که برای موفقیت باید ذهن خود را از جامعه و سیاست خالی و خود را حداقل برای چند سالی ایزوله کنند. به نظرم با ادامه روش فعلی باید منتظر افزایش آسیب های اجتماعی ، رشد فزاینده بی تفاوتی و نهایتا فروپاشی اجتماعی بود. اینجاست که باید اجتماعی شدن کنکور رابه عنوان پادزهر این رقابت جویی افسارگسیخته و بیمارگونه بر سر کسب رتبه های برتر مطرح کرد. متاسفانه در کلیه برنامه های ارائه شده در جلسه امشب هیچ جایی برای افزایش تعلقات اجتماعی دانش آموزان از مسیر رشد تعاملات دانش آموزان پیش بینی نشده بود. اگر بپذیریم که پیوند و اعتماد دو عنصر سرمایه اجتماعی محسوب می شوند متاسفانه باید گفت که کنکور با تشویق فردیت بدون جامعه تیشه به ریشه آینده کشور می زند. نمی دانم آیا می شود در چند سال آینده و با آشکار شدن هر چه بیشتر مشکلات آموزشی و پرورشی ناشی از کنکور نسبت به بازگشت به نقطه اول امیدوار بود. متاسفانه امید چندانی ندارم.