🔹 چرا «گفت و گو» نمی‌کنیم؟ 🔹.. 🌱 مهران صولتی /جامعه ایران، یک جامعه بدون گفت و گو است

🔹 چرا " گفت و گو " نمی کنیم ؟ 🔹

🌱 مهران صولتی /جامعه ایران ، یک جامعه بدون گفت و گو است . سیطره "مونولوگ " بر " دیالوگ " ، اشتیاق به" پرگویی" و " کم شنوی " ، میل مفرط به تحکم و سلطه ورزی ، نبود سازوکارهای روشن و شناخته شده برای گسترش گفت و گو های معنادار و جمعی ، حاکمیت اسطوره قاطعیت ، و طرد فرآیند های دستیابی به سازش های ماندگار در فرهنگ سیاسی ، از نشانه های مهجور ماندن " گفت و گو " در ایران است.اما از طرف دیگر شکل گیری " گفت و گو " یک ضرورت انکار ناپذیر برای ایران امروز هم به شمار می رود . حجم برخی از بحران ها به درجه ای رسیده است که جز با شکل گیری یک گفتگوی واقعی قابل حل و فصل نیست ؛ رشد فزاینده آسیب های اجتماعی ، سقوط سرمایه اجتماعی ، بحران آب و محیط زیست ، کاهش مشارکت اقتصادی ، در کنار رشد فزاینده نیروی کار جوان ناامید از اشتغال ، افزایش چشمگیر پرونده های قضایی ، بحران حکمرانی خوب و پاسخگو و ...کار رابه نقطه ای رسانده که خطر یک فروپاشی سیاسی -اجتماعی هر روز بیشتر می شود.با این وجود چنان رفتار می کنیم که گویی اوضاع کاملا آرام است و هیچ خطری از درون ، کشور را تهدید نمی کند. و پرسش اصلی اینکه ؛ حال چرا برای حل مشکلات موجود " گفت و گو " نمی کنیم ؟

🔹"گفت و گو "پیش از هرچیز یک محصول فرهنگی است ، مبتنی بر سنتی که در آن مدارا ، صبوری ، حق طلبی ، خردورزی و اعتماد و احترام به یکدیگر ، به اندازه کافی نهادینه و ماندگار شده باشد. همچنین" گفت و گو " محصول یک فرهنگ سیاسی است که در آن توطئه اندیشی ، سازش ناپذیری ، یکسان اندیشی ، خودمحوری و هویت اندیشی و ... در آن سهم غالب را نداشته باشد. به نظر می رسد سنت فرهنگی و فرهنگ سیاسی غالب در ایران هنوز هم به اندازه کافی ، دارای عناصر برانگیزاننده و تثبیت کننده " گفت و گو " نمی باشد.

🔹فارغ از نفس و اصل " گفت و گو " که می تواند لذت بخش و ارزشمند تلقی شود ، این امر باید موجب انباشت تجربیات انسانی ، پیوسته و گامی به جلو تلقی شود. انباشتی که می تواند به ارائه راهبردهایی جهت توسعه پایدار کشور بینجامد . متاسفانه بسیاری از نمونه های بارز این پدیده در کشور بی حاصل ، و بیشتر شکل مناظره ، یا جنگ حنجره با حنجره یافته اند که تنها مقصود آن سرکوب یا ساکت کردن رقیب می باشد . چنین " گفت و گو" هایی هرگز نتوانستند به الگوهایی موفق در غرب همچون موارد گفت و گوی تاریخی پوپر ، هابرماس ، گادامر و ... نزدیک شوند.

🔹دستیابی به یک "گفت و گو" ی سازنده مستلزم پذیرش تساوی و برابری در مواضع مشارکت کنندگان در امر "گفت و گو " است. دستیابی به این برابری هم پیش از هر چیز نیازمند وجود آزادی مکفی جهت انتقاد و به پرسش گرفتن تبعیض ها و نابرابری ها می باشد. در جامعه ای که وجود یک دولت نفتی و حداکثری ، موجد شکل گیری رانت های عمده در آن شده است ، کمتر می توان به شکل گیری روابط برابرانه امید داشت. از همین رو " گفت و گو " به نوعی اخلاق بخشنامه ای از جنس گشت ارشاد تقلیل یافته است !

🔹" گفت و گو " ابزاری برای رسیدن به تفاهم و دستیابی به حقیقت است . راهی برای به اشتراک گذاردن تجربیات بشری ، و البته همراهی و همدلی با یکدیگر در جاده نیل به کامیابی و سعادت ! در فرهنگ ما هنوز هم رگه هایی پررنگ از باطل یا مهجور دانستن دیگران ، نشانه هایی از میل مفرط به ارشاد یا هدایت دیگران ، و انگیزه هایی برای اتهام زدن و حذف دیگران به چشم می خورد. در فرهنگ سیاسی ما هنوز هم سازش کم و بیش معنای خیانت دارد ! و احترام به حقوق دیگران ، دستاوردی متعلق به فرهنگ خبیث غرب شمرده می شود ! پر واضح است که با چنین زمینه ای نیل به فرهنگ " گفت و گو " امری بطئی و دراز مدت می باشد.

تکمله : با وجود همه این علائم ناخوشایند ، باید به سمت بسط " گفت و گو " پیش رفت. شاید از مسیر تربیت نسلی که از کودکی ؛ در خانه و مدرسه ، اهمیت و ضرورت آن را آموخته باشند...

Telegram.me/solati_mehran