یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
[چند سطری برای فیلم امروز دیدار اوباما-ترامپ].. - این انتخابات هیلاری-ترامپ نبود
[چند سطری برای فیلم امروز دیدار اوباما-ترامپ]
- اینها هر آنچه که در کف داشتند را علیه هم استفاده کردند.
- این انتخابات هیلاری-ترامپ نبود. بخش مهمی از انتخابات، انتخاب اوباما-ترامپ بود.
- اوباما تا مقام پادویی حتی خود را کشید که میراثش را به تاراج در دست "مو زرد" کازینو دار [به گمان خودش] نبیند. سه بار به فوریدا رفت و خطبه های آتشین خواند و گلو پاره کرد. دوبار به کلیولند اوهایو رفت. سه بار به کارولینای شمالی و نوبتی به پنسیلوانیا رفت و بارها از پس آن بلاغت های بی نظیرش با انگلیسی تحقیرکننده ای پشت تریبن گفت : " come on man!! Come on " [ دست بردار بابا!] "تو میخوای رئیس جمهور بشی؟ حتی به تیپ ات نمیاد."
- اما حالا که نشد آنچه باید میشد و شد آنچه نباید میشد امروز نشستند و درست مثل آدم همدیگر را دیدند و دست دادند و حرف زدند و از "انتقال آرام قدرت" سخن گفتند. درست یک روز بعد از اعلام نتایج (دقت کنیم،فقط یک روز).
در پاکستان اگر بود یکی از طرفین دعوا در طول مدت رقابت ها منفجر شده بود. در افغانستان که هیچ. در عربستان چه بگویم؟ قطر و امارات و تاجیکستان و ترکمنستان را چه داستانی است؟ روسیه را هیچ نگوییم. بر احوال مصر و لیبی و عراق و سوریه هم که باید گریست. ترکیه هم سامانش مقابل چشمانمان است...
- این انتخابات عرصه لجن پراکنی ها بود و شرم انسان معاصر در بسیاری از پرده هایش. اما همیشه باید با امید همراه شویم و نه یأس. در این انتخابات جدایِ از زشتی های بی شمارش ، بارقه هایی از امید هم میتوان دید برای بشرِ فردا . بشری که با سرعت حلزون حرکت می کند در مسیرِ "چگونه با هم زیستن". که از پسِ سعی و خطاهای انسان ، ذره به ذره راه بهتر شود. فردای روز دعوا [دعواهایی که تمام نشده و ادامه شاید خواهد یافت] نشستند و "حرف زدند". در آمریکا در کشور اسلحه و سلاح داری در میان این صدها برنامه ی سخنرانی پانزده ماه گذشته ، خونی از کسی بر زمین نریخت. به سمت کاندیدایی شلیک نشد. اینها را باید دید. باید شمرد. امروز میشل اوباما حاضر نشد که با همسر ترامپ[که زمانی مدل بوده] عکس بگیرد و در یک کادرِ تصویر نشسته شود، اما جلسه برگزار شد و قرار است قدرت از فارغ التحصیلانِ پرینستون و هاروارد و شیکاگو به بنگاه داران بساز و بفروش منتقل شود بدونِ ریختن خونی.
ششصد سال پیش شمس الدین محمد حافظ سرود:
بلبلِ عاشق تو عمر خواه ، که آخر
باغ شود سبز و ، شاخِ گل به بر آید
ششصد سال گذشته و امروز در این نقطه است بشر. چقدر زمان دیگر لازم است ؟!...
https://telegram.me/solseghalam