«این رو نمی‌خوام، اون رو هم نمی‌خوام»

"این رو نمی خوام ، اون رو هم نمی خوام"

-🔹مواقع بسیاری پیش می آید که در آمریکا با شهروندانی با اصالت شرق آسیائی یا شبه قاره هند و یا ... صحبت باز می شود و دل خونی از در آمریکا بودنشان دارند . اصلاً حس خوبی به زندگی در این کشور ندارند و این را بی پوشش و به صراحت برایت شرح می کنند. وقتی بحث به اینجاها می رسد و غیر مستقیم می پرسی که خوب چرا بر نمی گردی کشور خودت؟ می گویند آنچه آنجا هست هم فاجعه است.
اینجا را نمی خواهم آنجا را هم نمی خواهم.

-🔹این حکایت اگر نگوئیم حکایتِ بسیاری از افراد است اما می توان گفت جمعیت کمی را هم شامل نمی شود. افرادی که به لحاظِ ذهنی به جایی تعلق خاطر ندارند. از هیچ یک دل خوشی ندارند. هیچ کدام از دو سیستم را (زادگاهشان و آمریکا را) سیستمِ مهربان به انسان نمی دانند.

-🔹دونوبت پیش آمد که طرف گفتگو فردی بود که در کودکی "اَداپت" شده بود. یکی از فیلیپین و یکی از آفریقای جنوبی. در دورانی که وضعیتِ رونق اقتصادیِ بهتری در آمریکا حاکم بود خانواده هایِ بیشتری بودند که به فرزندخواندگی، کودک اداپت می کردند تا از سهمِ خوشحالی و دارائیشان، کودکی را هم سهیم کنند. همیشه تصویر و تصوّر ذهنی این بود که این دست افراد ، آمریکا را بسیار دوست خواهند داشت. گمان نمی کردم این میزان انتقاد را به آب و خاکی که [در گمان من] به آنها بخشنده بوده است، داشته باشند.

-🔹پای این حرفها که می نشینی و درد دل هایشان را از هر دوسمت که شرح می کنند، احساس می کنی چقدر انسان تنهاست. تنهایی بیشترین محصول دنیایی است که هنوز تا بهتر شدن راه زیادی در پیش دارد. دنیایی که شاید روزی در آن انسان، محترم تر شمرده شود.

https://t.me/solseghalam