✍️ درباره قطعه «نامه» اثر محسن نامجو

✍️ درباره قطعه «نامه» اثر محسن نامجو

🔹قطعه نامه (که در بالا به اشتراک گذاشته شد🔺)، یکی از آثار زیبای محسن نامجو محسوب می شود که بر ابیاتِ دلکش و پررمز و رازی از #حافظ بنا شده است. اما ابتکاری در ساخت این قطعه بکار رفته که مناسب است به این کارِ تحسین انگیز اشاره شود:

🔵 آهنگ با شروعی بدصدا از محسن نامجو آغاز می شود. همان صدایِ خشداری که نامجو دوست دارد بعضی از کارهایش را با آن بخواند (آنچه که "گمان می کند" نوعی نوآوری در موسیقی سنتی می تواند تلقی شود (؟!) ). اما در ادامه ، تحریرِ ابیات به صدای عادی باز می گردد و ریتم آهنگ به سمت به اوج گرفتنِ صدا می رود (سه دقیقه یِ دوم این اثر شش دقیقه ای). اما آنچه این قطعه را زیباتر از زیبا کرده، صدا (ی خوب/ یا بد) نیست. ابتکارِ در نحوه انتخابِ غزل حافظ، ویژگی این اثر زیباست.

قطعه با غزلِ «نامه» حافظ شروع می شود.
از خونِ دل نوشتم، نزدیک دوست «نامَه»/
اِنی رأیتُ دهراً من هِجرِک القیامَه


غزل شماره 426 به ترتیبِ شماره گذاری گنجور. ( "نامِه" در این بیت اول باید "نامَه" خوانده شود تا وزن با "قیامَه" در مصراع دوم جور شود) پس از خواندن دو بیتِ اول از این غزل، گروهِ خوانندگان، بیتی از غزل شماره 435 را می خوانند:
عاشق شُو اَر نه روزی، کارِ جهان سر آید/
ناخوانده نقشِ مقصود، از کارگاهِ هستی!

سپس دوباره بازگشت می شود به همان غزلِ نامه و نامجو دوبیتِ دیگر از «نامَه» را می خواند. و سپس گروه خوانندگان تک بیت غزلِ 435 (عاشق شو ار نه روزی ...) را تکرار می کنند. اما قسمتِ فوق العاده و زیبای کار از اینجا آغاز می شود:

🔴 شاهکارِ این قطعه در اینجاست که در ادامه غزل دیگری از حافظ انتخاب شده (غزل شماره 425) و با صدایی در اوج ، «از آخرِ غزل به اول، صرفاً مصراع های دوم» خوانده شده است!

🔷 شاید این تنها باری است که یک خواننده، غزل حافظ را از آخر به اول خوانده (و آنهم فقط مصراع های دوم را) ؛ اما این کار انگار باعث شده سناریوی «سوزِ جدایی» و هجرانی که در غزل قبل (426) ذکر شده بود رنگی از پرشکوه ترین کلماتی را بخود بگیرد که ممکن است یک عاشق در تشریحِ معشوق گفته باشد:
✔️شمشادِ خوش خرامش، در ناز «پروریده»
✔️چون قطره‌های شبنم بر برگِ گل چکیده
...
تعابیر را ببینیم:
✔️گامِ آرمیده ! (زیباتر از این می شود گام های لحظه جدا شدن معشوق را نامید؟ گامِ آرمیده!)
✔️در ناز پروریده!
✔️بر برگِ گل چکیده!
✔️یارِ برگزیده
و....

• * * *
قرارگیری دو غزل 425 و 426 پشتِ سرِهم ، به این دلیل است که ابیاتِ هر دو با « ه » ختم شده اند. هر دو غزل در حال و هوایی از حافظ هستند که دوفوشه کور فرانسوی حافظ را با آن می شناسد: "برزخ" . حافظ بخشی از عمر را در برزخی از وصل و هجران گذرانده.
نه هجرانِ مطلق و نه وصلِ دایم. برزخی که دوفوشه کور معتقد است رنگ بر بسیاری از ابیات حافظ انداخته است.
دوستی که دور بودنش "دل را خون" کرده ، اما اینقدر دور نیست که می توان برایش «نامَه» نوشت! ... از خونِ دل نوشتم، نزدیک دوست «نامَه»

🔴حسنِ انتخاب در این قطعه ، به هم چسباندنِ این دوغزل است که پرده ای پرشور از حافظانه های روز و شبِ بخشی از عمرِ حافظ را به تصویر می کشد. احوالِ خداوندگار سخن را.

و پایانِ قطعه چقدر مهربانانه و زیباست، تکرار این جمله: «دنیا وفا ندارد ای نورِ هر دو دیده...»
▪️ ▪️ ▪️ ▪️ ▪️

خوب در این وانفسایِ اخبار پادشاه عربستان و ترامپ و ... از حافظ و از نامَه نوشتن، چه حکایتی است؟
پاسخ این است که این ضرورت است. بودن با این ابیات و سیر در عوالم پررمز و راز این روحهای پرجذبه، حافظانه های مولوی مسلکانه، تنها بخشِ روشن و دلکش این کرۀ خاک است. وگرنه مابقیِ اخبار، تا بوده حکایتِ همین ها بوده که هست. جنگ و کینه.

- - - - -
📌پی نوشت: وعجب تعبیری است این « در ناز پروریده» ! نمی دانم تا قبل از حافظ هم کسی از این واژه استفاده کرده بوده یا نه . آیا حافظ مبدع این تعبیر بوده؟ محبوب را اینگونه تصویر کردن: کسی که در "ناز" «پرورده» شده است: در ناز پروریده.

📌پی نوشت2 : خدایش رحمت کند. خانم مریم میرزاخانی که رفت در بین اشعارِ حافظ مرتبط ترین تعبیر به گمانم برایش آن تعبیر "گامِ آرمیده" بود. کوتاه . موثر. کم صدا. «رفتنی آرام». وآن رفتنِ خوشش بین وآن گامِ آرمیده...

#امروز_با_حافظ
https://t.me/solseghalam
▪️ ▪️ ▪️ ▪️ ▪️
🖋یادداشت های مرتبط: چهل سال با حافظ در فرانسه
(درباره شارل هانری دوفوشه کور) https://t.me/solseghalam/1107