یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
در مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی بمبی منفجر نشد💥.. دست خودش نیست
در مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی بمبی منفجر نشد💥
🔷یک- اگر روزی روزگاری، فردی به رشتۀ مهندسی زلزله علاقمند شود و مدتی در زمینۀ طرحِ لرزه ای ساختمانها تحصیل کند، هر وقت و هر زمان که وارد ساختمانی شود [خصوصاً اگر قرار باشد که آن ساختمان متعلق به بستگان و عزیزانش باشد] به اولین چیزی که فکر می کند این است که این ساختمان وضعیتش برای زلزله چطور است؟ دستِ خودش نیست. این نگرانی دایم با او هست. اینکه اگر زلزله در این شهر بیاید⚡️ این سازه تا چه حدودی آسیب می بیند؟
سرپا می ماند یا فرو می ریزد؟ و... و ازین دست فکرها.
برای کسی که در حوزه مدلسازی انفجار کار می کند و ارزیابی ریسک انفجار💥 (چه انفجار بمب، چه انفجار گاز و...) هر وقت و هر زمان که ازدحامی از جمعیت یا تأسیسات را شاهد باشد، به اولین چیزی که فکر می کند این است که ریسک انفجار اینجا چقدر است؟ و اگر بمبی منفجر شود چقدر آسیب جانی (یا آسیب به تأسیسات) رخ می دهد و... و ازین دست فکرها.
🔷دو- در این چند روزی که از مراسم ترحیم و تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی گذشت، انبوهی از تحلیلها راجع به ایشان و همچنین مسایل سیاسی جاری کشور، در روزنامه ها و شبکه های مجازی منتشر شد. اما در این تحلیل ها به این نکته اشاره نشد که این مراسم میلیونی در خیابانهای تهران، در روزگاری و در حال و هوایی برگزار شد که در بسیاری کشورهای عالم اساساً این دست اجتماعات بدون انفجار (یا انتحار) ممکن نیست. این مراسم، مراسمی نبود که تنها یک طیف فکری در آن حاضر شوند؛ این مراسمی بود که در آن دو نگاه مختلف و متفاوت همزمان در خیابان های پایتخت حاضر بودند. برای من به عنوان یک ایرانی که در حوزه بحث انفجار و آنالیز ریسک انفجار مشغول به کار است، همیشه اخبار این دست گردهمایی ها با نگرانی همراه است. اینکه نکند اندوهی سر رسد از پس کوه (به تعبیر سهراب سپهری). برای کسی که در کار انفجار است همیشه ازدحام تأسیسات نفت و گاز یا ازدحام جمعیت محل نگرانی است. دست خودش نیست. این نگرانی دایم با او هست.
🔷سه–تهران هفته پیش شاهد این بود که به رغم اختلافات داخلیِ ما، و به رغم دیگِ جوشانِ منطقۀ خاورمیانه، منطقۀ بلازده ای که در خون و کینه می جوشد، می شود مراسمی برگزار شود که گروههایی با نظریات کاملا متفاوت در کنار یکدیگر در یک خیابان قدم بزنند و نه انفجاری رخ بدهد و نه انتحاری.
تهران هفته پیش در روزگاری که مصر و ترکیه [به عنوان دو کشور صاحب تاریخ] احوال خوبی را در همزیستی مردمانشان سپری نمی کنند، صحنۀ خیابانهایی را دید که اعضایِ یک خانواده به رغم اختلاف هایشان می توانند فراگرد هم آیند و بر یاد عزیز مردی که از دست رفته، اشک به چشم بنشانند.
تهران هفتۀ پیش بدرقه کرد یکی از رجالش را، یکی از "مردانش" را در شرایطی که همین میزان مجال و امکان، موجود نیست در مصر و در پاکستان و در عراق و در لیبی و افغانستان و... در بسیاری جاهایی که حساب و کتاب اختلاف با بمب حل و فصل می شود و با انتقام و انتحار.
(و بگذار در این بحث از عربستان و امارات و قطر و...نام نبریم که آنجاها اساسا اختلافی نمی تواند شکل بگیرد)
🔷چهار- تهرانِ امروزِ ما جای عالی و بی نقصی برای زندگی نیست؛ ولی این یک واقعیت است که آنچه در تهرانِ هفتۀ پیش رخ داد در خیابانهای بسیاری سرزمین ها، امروز، در ژانویه2017، ممکن نیست. دورِ هم جمع شدن در این روزگار بهایش زیاد است.
تهران امروزِ ما، مسافت جغرافیایی اش با پاکستان چندان زیاد نیست اما یادمان هست که در آنجا بی نظیر بوتو را وقتی که تنورِ اختلاف داغ شد، از کشورش بیرون راندند. و روزگاری که گذشت و بویِ کینه ورزی ها قدری کم شد و به کشور برگشت حساب و کتابِ اختلاف را با «یک زن»، با بمب و انفجار و گلوله صاف کردند. رئیس جمهورِ بعد از او هم باز کارش به تبعید و...یکی داستان است پر آب چشم همین بغل دستمان. پاک ستان.
تهران امروزِ ما، جای عالی و بی نقصی برای زندگی نیست؛ اما در همین هفته گذشته اش میبینم دوستانم فارغ التحصیلان رشته مدیریت منابع آب، همزمان که از درگذشت هاشمی می گویند و بر برخی از سدسازیهای دوره اش، انتقاد دارند، برای خشکسالی جلسه هم اندیشی می گذارند و مهمان از نئوجرسی آمریکا را هم در جلسه دارند و برای وضع آب فردای کشور "همفکری" می کنند. هنوز بجای انفجار و کینه کشی و انتحار، میتوان دید نشان هایی از گفتگو و بارقه هایی از امید. کاش کمی هم از امید بنویسیم.
🔷پنج- سونامی و زلزله توهوکو ژاپن در سال 2011 نشان داد که می شود ساختمانی ساخت که بتواند زلزله با بزرگای بیش از هشت را تحمل کند و از پسِ زلزله، سونامی مهلک را هم از سر بگذراند و سرپا بماند. شاید در دیگ جوشان خاورمیانه ، ایران ما هم بتواند از زلزله اختلاف های داخلی اش و در سونامی مصائب کشورهای پیرامونش، سرپا برون آید.
امید که چنان شود.
12 ژانویه-کارولینای شمالی
telegram.me/solseghalam