صحنه‌ای که به کرات در عبور از دپارتمان‌های مختلف دیده می‌شود در دانشگاه‌های مختلف

صحنه ای که به کرات در عبور از دپارتمان های مختلف دیده می شود در دانشگاه های مختلف.
اینکه قبلی ها "بوده اند" و به قدر وُسع "کوشیده اند".
در عبور از سمت شرقی ساختمان مهندسی هر بار که از این راهرو عبور می کنم حس خوبی همراه می شود. اینکه قطعاً آنها که در این گروه کار می کنند، استاد یا دانشجو، می دانند که " در ادامه " ی راه و کار و دستآوردِ گذشته ها هستند. تو مبدا تاریخ نیستی . قرار هم نیست چندان "ویژه" باشی. تو قرار است آجری بیفزایی بر دیواری که قبلی ها چیده اند. گلی بکاری در باغچه ای که قبلی ها بسترش گسترانیده اند. مقاله ای بنویسی در ادامه مقاله ها. فرمولی اضافه کنی در ادامۀ فرمولها . یک مسئله هم تو حل کنی از میان مسئله ها. یک جاده هم تو صاف کنی در انبوه جاده هایی که کشیده اند. تواضع با تو همراه می شود و آرامش. "اگر" که به هیات و "شاکله" ی اهل علم درآیی و دری از علم بر تو گشوده شود، تو هم جزوی از این ایل و تبار خواهی شد. آن ها که به قدر وسع در این راهرو ها و اتاق ها کوشیده اند.
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته ی این ایل و تبارم، چه کنم؟
(سید حسن حسینی)

@solseghalam