یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
کپسول هوا.. 🔵همیشه در سفرها انسان دنبال تهیه سوغاتی برای عزیزانش و یا تهیه یادگاری برای خودش است
کپسول هوا
🔵همیشه در سفرها انسان دنبال تهیه سوغاتی برای عزیزانش و یا تهیه یادگاری برای خودش است. چیزهای مختلفی از سفر به یادگار بر می گیریم اما کپسول هوا چطور؟!
🔷شهر اُوناگاوا یکی از شهرهایی است که در جریان زلزله توهوکو، نیروگاه هسته ای آنجا دچار مشکل نشد و فاجعه ای مشابه فوکوشیما به بار نیامد؛ ولی امواج سونامی بیش از یک کیلومتر از لب ساحل وارد شهر شد و خانه های بسیاری را نابود کرد و بیش از هشتصد نفر را کشت. از دوراندیشی برنامه ریزان و مدیران شهری ، بیمارستان این شهر بر دامنه ی تپه مجاور ساحل و در ارتفاع ساخته شده بود تا که ایمن بماند از سونامی های احتمالی. ولی از بداقبالی، ارتقاعِ امواج آب در این نقطه ژاپن به حدود بیست متر رسید و دوطبقه اول بیمارستان را آب فرا گرفت و نه تنها عده ای از بیماران کشته شدند بلکه بیمارستان پس از پایان زلزله و سونامی ، امکانِ سرویس دهی به شهرِ مصیبت زده را نداشت.
در مجاورت بیمارستان، ایستاده بودم و از فراز آن ارتفاع به شهرِ نابود شده و این تراژدیِ ویرانی با حیرت نگاه می کردم که آقایی ژاپنی جلو آمد و گفت : ببخشید میشه ازتون خواهشی کنم. اگر ممکنه این کپسول را ببندید و چنانچه اجازه بدهید در حین بستن درِ کپسول من عکس بگیرم. گیج شده بودم که این چه خواهشی است؟ گفت من هنرمند هستم و نمایشگاههای عکاسی زیادی داشته ام اما علاوه بر عکاسی یک پروژه شخصی هم دارم و آن اینکه به هرجایی می روم یک کپسول از هوای آنجا را بسته بندی می کنم و مجاور هواهایِ جاهایِ دیگر دنیا در اتاقِ نمایشگاهم می گذارم! الان هم می خواهم این هوای ماتم زده را ثبت و مستند کنم ؛ موقعی که شما هوا را جمع کنید در این قوطی ، من عکس می گیرم برای مستندسازیِ این لحظات تلخ.
🔷کلمه "آب و هوا" را زیاد شنیده و بکار می بریم. اینکه جایی آب و هوای خوبی دارد و جایی آب و هوایش بد است ... اما این فکر، که می شود "هوا" های جاهای مختلف را کنار هم جمع کرد، جدید بود! آن آقای ژاپنی نامش ریکواُ اوئِدا است و جدای از برگزاری این نمایشگاه قوطی های هوا، کتاب هایی از آثار عکاسی اش در ژاپن منتشر شده. یکی از کتاب هایش را آنجا و مجاور بیمارستان سونامی زده داد برای یادگاری. چندسالی از ماجرا گذشته ولی امروز به این فکر می گذشت که اثر آب و هوا در خلق و خو ها چقدر است و آب و هوای مناطق مختلف یک کشور چقدر در گوناگونیِ خُلقیات نقش دارند در این دنیای امروز . آیا هنوز هم با این تسلط رسانه ها و شبکه های اجتماعی ، آب و هوا مهم است ؟
- - - - - - - - -
📌پی نوشت: چندسال پس از آن دیدار با آقای اوئدا در شهر اوناگاوا، امسال خبری در بی بی سی منتشر شد که شاید زودتر انتظارش می رفت. یک شرکت در انگلستان، هوای منچستر را در قوطی به چین صادر می کند و هبذا که هر قوطی هوا را تا حدود چهارصد دلار می فروشد . تا تجار ثروتمند چینی در پکنِ آلوده، هر زمان هوس هوای خوب منچستر را کردند ، از این قوطی هایِ صادراتی تنفس کنند (!)
📌پی نوشت 2: تصاویر شهر اوناگاوا پس از ورود آب به شهر در پایین👇. توضیح تکمیلی در خصوص اُوناگا اینکه این شهر در جریان سونامیِ آن سال، به یک دلیل دیگر هم نامش بر سر زبانها افتاد. جدایِ از سالم ماندن نیروگاه هسته ای اش ( Onagawa nuclear generation facility) آنچه بیشتر در رسانه ها دیده شد این بود که مدیرعاملِ یک کارخانۀ تهیه و بسته بندی ماهی، به نام آقای میتسورو ساتو ، جانش را از دست داد به خاطر اینکه "تمام" تلاشش را کرد تا پس از اعلام سونامی ، تمامِ کارگر های کارخانه اش را خارج کرده و کمک کند تا همه به سمت بلندی بروند برای نجات از امواج سونامی. در رسانه هایِ کشور چین به شدت منعکس شد که این مدیرعامل ژاپنی، بیست کارگر زن چینی در کارخانه اش داشته ، و کمک به آن کارگرها را به جان خودش اَرجحیت داده.
https://telegram.me/solseghalam