🔷قدرت فکر کردن به اجزاء؟.. ساعت قبلا در یکی از ساختمان‌های دانشگاه تعبیه شده بوده است

🔷قدرت فکر کردن به اجزاء؟

🔴در لابی ساختمان دانشکده مکانیک این بدنه ، پاندول و چرخ دنده های ساعت مربوط به صد و هشت سال پیش را گذاشته اند مقابل چشم دانشجوها.
ساعت قبلاً در یکی از ساختمان های دانشگاه تعبیه شده بوده است. در هر بار عبور از مقابل این ساعت، نوشتۀ روی آن به چشم می آید: "ساخت شرکت ست توماس". در برگه توضیحات آمده: ریاست دانشگاه در سال 1905 این را به قیمت 635 دلار خریده نموده است. ناخواسته این فکر به ذهن می آید که صد و هشت سال پیش چند نفر آدم با هم شرکت زده بوده اند و از محلِ ساخت چنین چرخ دنده ها و زنجیرهایی پول در می آورده اند.
این ساعت را گذاشته اند جلوی چشم بچه ها به عنوان یک محصولِ مهندسی مکانیک ولی این ساعت بیشتر از مهندسی مکانیک حرف برای گفتن دارد.

🔵 اینکه یک ملتی و مردمی توان ذهنیِ فکر کردن به اجزاء را در خود توسعه دهد یک وجهِ ماجراست و اینکه چند نفر آدمِ فنی و با ذهن ورزیده، بتوانند با هم سازگار شوند و شرکت بزنند و پول در بیاورند وجه دیگرِ ماجراست.
در یادداشت قبل(👆) این سوال طرح شده بود که چرا ایرانیان که، توانِ ذهنیِ فکر کردن به اجزاء را در حد نستعلیق و مینیاتور و فرش و ... داشته اند در یک تکۀ تاریخ جا مانند از کارِ خلق و تولید و آفرینشِ محصول؟
چرا کنارِ هم چیدنِ چرخ دنده های ظریف و زنجیر و اتصالات و ریخته گری آهن و ... شد کارِ اروپایی ها و بعد ژاپنی ها و آمریکایی مهاجر؟
آیا رمزِ شکل نگرفتنِ محصول در ایرانِ آن سالها، تنبل شدنِ ذهن ها بوده در فکر کردن به جزئیات ؟ یا ناسازگاری با هم؟

آیا روحیه ناسازگاری باعث شده بوده تا مشارکت و "شرکتی" شکل نگیرد و محصولی تولید نشود؟

هر بار در عبور از مقابل این ساعت صدوهشت ساله این فکر ها می آید و می رود...

*تصاویر دیگر ساعت در پایین

https://telegram.me/solseghalam