یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :


مجلسی پر از طنز و زخم زبان

پریشب و در هفتادویکمین مراسم شام بنیاد آلفرد اسمیت، که هدفش جمع آوری اعانه برای کودکان نیازمند است، کلینتون و ترامپ هردو حاضر شده و متن «طنز مانند» خودرا قرائت کردند. آنها در این متن با شوخی و زخم زبان به یکدیگر کنایه‌های متعدد زدند که با خنده‌های پی در پی حضار همراه شد. این مراسم سنتی است که اﺯ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵ ﺩﺭ ﺳﻮﻣﻴﻦ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻣﺎﻩ اﻛﺘﺒﺮ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ برگزار می‌شود و ﺑﻨﻴﺎﺩ اﺳﻤﻴﺖ Alfred Smith Foundation ﺷﺎﻣﻲ را ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪاﻥ برای ﻓﺎﻧﺪﺭﻳﺰﻳﻨﮓ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ نیویورک ﺑﺮﮔﺬاﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭼﻨﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺟﻤﻊ آوری ﻣﻴﺸﻮﺩ. در ایام انتخابات، این مراسم وسیله‌ای برای کنار هم جمع شدن دموکرات‌ها و جمهوری خواه‌ها محسوب می‌شود. امسال این برنامه به فاصله یک شب بعد از سومین و آخرین مناظره آتشین بین دو کاندیدا برگزار شد و فضای پر از خنده‌ی آن - به رغم کنایه‌های متعدد دو کاندیدا به هم- حائز اهمیت و جالب توجه بود. در دیدن این مراسم گاه فکر می‌کردم که چقدر نمی‌فهممشان. برنامه بسیار دیدنی بود و همراه با علامت سوالهای بسیار که به ذهن می‌آورد. انگار که این ضیافت شام خیریه را درک کردن باید رفت و دوباره فیلم پدرخوانده را ...
  • گزارش تخلف

مست شوند چشم‌ها از سکرات چشم او/. رقص کنان درخت‌ها پیش لطافت صبا

بلبل، با درخت گل، گوید چیست در دلت؟ /. این دم، در میان بنه، نیست کسی تویی و ما. گوید تا «تو» با «تو» یی هیچ مدار این طمع/. جهد نمای تا بری رخت «تو» ی از این سرا. [مولوی-غزل۴۵]. تصویر؛ صبح شنبه ۲۲ اکتبر ...
  • گزارش تخلف

شکسته نویسی.. نوشتم که «به شکل محسوسی کیفیت انحنا‌ها متفاوت هست

تا امروز هیچ دستی قدرت ایجاد چنین خم و پیچش هایی را نداشته که یداله کابلی خوانساری می‌تواند». یکی از دوستان جویا شده بودند دلیل «ویژه» بودن آثار شکسته نویسی استاد کابلی را؟ در توضیح، این چند کلام به عرض رسید:. «در پاسخ به این سوال شما خوبه نگاهی به سابقه‌ی موضوع داشته باشیم که در تاریخ کهن، ایرانیان بنا به طبع هنرپسندی و هنردوستی شان، خطوط مختلفی رو ابداع کردن برای منظور‌های خاص. مثلا خط ثلث برای کتیبه‌های مساجد. نشانه‌ای از استحکام و استقرار. خط نستعلیق [در اوج زیبایی و کمال] جهت نگارش متون و دیوان‌ها. اما خط شکسته نستعلیق خط عشاق هست. خطی با پیچش‌ها و رهایی ای که برای تحریر اشعار و عاشقانه‌ها ابداع شد و سید گلستانه در کمال آن نقش داشت. ...
  • گزارش تخلف

چندان صحبت زیادی برای نوشتن نمانده. به شکل محسوسی ترامپ از دوم هم قوی‌تر بود

نقطه ضعف‌های متعدد [کارنامه طولانی] هیلاری یکی از دلایل حمله‌های متعدد ترامپ است. باید روند اتفاقات این چند روز آتی را ببینیم. با وجود جلو بودن فعلی هیلاری، ولی همچنان بعید نیست که حریف بتواند برنده‌ی ماجرا باشد. روزهای حساس در پیش است. ...
  • گزارش تخلف

رفته بودم ماشین بخرم.. سیستم حمل و نقل عمومی محدود و غیر راحت است

چند بار سر زدن به نمایشگاهها هم نشان داد وضعیت دلال‌ها بدتر از ایران است. روی یک ماشین می‌خواهند هزار و پانصد یا حداقل هزار دلاری سود کنند. با کمک دوستی پرمهر، وب سایت‌ها را زیر رو کردیم و از وب سایت کرگلیست، چند قراری با چند نفری از فروشنده‌ها [ی غیر دلال] گذاشتم. یکی از ماشین‌ها، «آزرا» ی تمیزی می‌زد که برای دیدنش به خیابان اکموس رفتیم. پس از رسیدن به محل قرار. چهره مرد فروشنده آشنا می‌زد. نامش را پرسیدم، گفت حسین. اهل کجایی؟ گفت عراق. ...
  • گزارش تخلف

خلاصه اخبار دوشنبه ۱۷ اکتبر.. دو- اندرسون کوپر می‌پرسد که بعد از انتشار نوار ترامپ چه احساسی داشتی؟

می‌گوید: من متعجب شدم. چون او [کسی که در نوار صداش پخش میشه]، مردی که من میشناسم نیست. بعد از انتشار نوار او از من معذرت خواست. من عذرخواهی اش رو پذیرفتم و امیدوارم که آمریکایی‌ها هم بپذیرند. او مرد صاف و ساده‌ای هست. Real and raw. اینها صحبت‌های پسرانه بوده (Boys talk). من همیشه می‌گفته‌ام که من در خانه دوتا پسربچه دارم. …. ...
  • گزارش تخلف

«نگار». نگار خط ننوشته.. از زیباترین انتخاب‌های حافظ هست انگار

نگار، به جایگزینی نام دلبر، دلدار، ولی «نگار» را حافظ انتخاب کرده. که به «نگاشتن» هم نزدیک است. دلدار خط ننوشته‌ی من. نگار خط ننگاشته‌ام، بی مکتب و بی معلم و به غمزه، «مسأله آموز» شد.. نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت/. به غمزه، مسأله آموز صد مدرس شد. یا مرشد من استرشده ...
  • گزارش تخلف

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما.. جوشی بنه در شور ما، تا می‌شود انگور ما. - - -

خواندن غزل، هیچ وقت با شنیدن غزل برابری نمی‌کند. غزل را باید شنید. غزل، شنیدنی است. روح غزل با صداست که حس می‌شود. در لحظه‌ی دیدن این نور، انگار که صدای دود عود پر میکند فضا را. گوشه‌ای پرت در کارولینای جنوبی. اما صداست که همیشه می‌ماند. همه جا هست. با تو. ...
  • گزارش تخلف