یا مقلب الأبصار!.. 🔵 «یا مقلب الأبصار» تعبیری است شگفت

یا مُقلِّب الأَبصار !

🔵« یا مُقلِّب الأَبصار » تعبیری است شگفت. « ای دگرگون کننده چشم ها »... بیانی دقیقتر برای آن اگر بجوئیم: ای دگرگون کنندۀ «نگاه ها». آری، تغییر و عوض شدنِ «نگاه » آنچنان کارِ صعب و دشواری است که از پسِ چنین کارِ سترگی، آن اداره کنندۀ کارها ، آنکه مدبّر لیل و نهار است، بر می آید! از او مدد باید جست.

🔷به ابتدای این تعبیر شگرف بازگردیم؛ "دگرگون کننده: مُقلِّب". اگر زمانی سهراب سپهری با روح لطیف و نگاه شاعرانه اش بر اهمیت تغییر در نگاه آدمی تاکید کرد و واژۀ "شستنِ چشمها " را بکار برد:
«چشمها را باید شست ،جورِ دیگر باید دید» ،
این تعبیر مقلّب الابصار گامی فراتر است از بیانِ سهراب . از دگرگون شدن چشمها:«ابصار»(نگاه ها و نگرش ها) سخن می گوید. از زیر و زِبَر شدنِ نگاه و نه شستشوی چشم ها.

🔴ای دگرگون کنندۀ نگاهها ، «نگاهم» را مُنقلِب بنُما ! این نگاههای عادت گرفته ام را چنان تغییری عطا کن که « جدید ببینم! » .
چشمهای من به نگاههایِ اهلِ محاسبه ، عادت کرده است. محاسبۀ موجودی حساب و محاسبۀ تعداد مقاله آی اس آی و محاسبه متراژ زیربنا و ...

در هیاهوی روزگار ، چنان محو تماشای رویدادهایم که نگاه های من مجال دیدن رگه های ظریف آوندهای برگهای پائیزی را نمی یابد. چشمهای من با حرکت نسیم در میان درختان، با همهمۀ دلکشِ ابر (به تعبیر #فریدون_مشیری) با شکوه دریا، به نمی، اشکی نمی نشینند . چشمهای من دیگر خطوط آشنایی را در چهره پرهراس و بیم اهلِ حیرت نمی شناسند. چشمهای هنرمندی که #حافظ با تعبیر لطیفش از آن سخن می گوید کجاست

هرکس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من/
کاری که کرد "دیدۀ من"، بی نظر نکرد!

🔶ای که عظمت و قدرتت بر گردش روز و شب قادر است، مرا نگاهی نو ، "نگاهی زیر و زِبَر شده"، عطا فرما. بر این کار صعب، تو یاری ام فرما. جدید دیدن را در سال جدید از تو مسئلت می کنم. چشمهای قبلی را گوشه ای می نهم و تو چشمهای جدید عطا کن یا مُقلّبَ الأَبصار.

دیده ای خواهم که باشد شَه شناس /
تا شناسد شاه را در هر لباس

[سه شنبه؛ اول فروردین 1396]

https://telegram.me/solseghalam